[i] روشهاي جديد بستن شال و روسري
[i] ادكلن Chi Chi
[i] گردنبند love 2 love
[i] جديدترين ژورنال لباس 2009+كتاب
[i] نوار موبر veet
[i] گردنبند فيروزه

ماجرای خواندنی و کوتاه راننده تاکسی و مسافر




مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم…!"

0 نظرات:

ارسال يک نظر

 
 
 
روشهاي جديد بستن شال
جديدترين ژورنال لباس 2009
 معجزه اي در عالم نرم افزار 2010 King of programs
 کنسرت همای و مستان در آمریکا
 كتاب و سي دي آرايش مدرن
 آموزش نحوه ماساژ دادن+كتاب
 جوان بي نماز و سرنوشتش
 آموزش تكنيكهاي تست زني كنكور
 آموزش روانشناسي چهره
جديدترين ژورنال لباس 2009